شب زایش دریاست

“شب زایش دریاست”

دریافت فایل شنیداری سروده



از جام فریبای نگاهت همه مستم
با یاد دل آرای صدایت همه مستم

ای یار در این دایره ی مهر چو ققنوس
در آتش بی حد نفسهای تو مستم

گویا که چو شیرین منی در پی خسرو
فرهاد توام کوه کنم بهر تو مستم

در عشق تو لیلی ز جنون هم بگذشتم
مجنون شده در غبطه ی من، خراب مستم

ای دلبر من جان جهانم به سرانگشت محبت
دل را بنواز و بکن آرام که در هجر شکستم

در دوری و تنهایی یارم همه دردم
فریاد مداوم شدم و سخت گسستم

از درد نگویم که شب زایش دریاست
دریای لطافت که به شوقش چو الستم

بی پرتو حسنت دل دنیا همه غم بود
 از روی چو ماهت منم آن شاد که مستم

در نماز عشقم همه لحظه ها به هر دم
بر قبله ی رویت بزنم بوسه و مستم

آن روز که سرنوشت من را به لبخند تو بستند
همراز وجودم شدی و دل به تو بستم

حالا که قرار عالمی و مه آرامش و پرواز
باده ای بزن با من همراز که من باده پرستم

تا که بر خانه به دوش ره خود مهر سپاری
بنمایی شب وصلی که ز دوریت شکستم

گل بی تا رخ مهسا تو ای بانوی مهناز
دل مهراز چه گرم است به بودت ز تو مستم

“سید مرتضی موسوی (مهراز)”

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Scroll to Top